سلام که نام خداوند است

سه‌شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 13:16

این اولین روز نوشتن این وبلاگه 

امیدوارم که مثل روزهای سابق به باد نره

نظرات (2)
یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 10:31
سلام بروی ماهت عزیزم. خوش اومدی. ممنون که خبرم کردی. چه خبرا؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوسسسسسسسسستم
سلامتی

نمیدونم چند وقت گذشت که دستم به نوشتن نرفت

ولی یهو دوباره دلم خواست که بازم بنویسم هرچند کوتاه ولی بنویسم
سه‌شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 15:36
سلام برکسی که دختر گل منه:-*دوست داشت خلبان بشه...حتی افسر یا یه روستایی جیگرررر؛بچه های محل هم در خم گیسوانش.....باقی قضایا
سلام به عزیز دل م
دیروز ازخاله جان ریزه پرسیدم...گفتن ازت بیخبرم و کلی دوتایی گریه کردیم منم از یهویی رفتن ها می ترسم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست و یار با وفای من باران بهاری باران پاییزی مادر مهربون
دلم برات تنگ شده بود

اخرین باری که وبلاگ رو حذف کردم خیلی ناراحت بودم خیلی دیگه نوشتن هم ارومم نمیکرد
نمیدونم چی شد یهو جنون بود
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.